انتظار ماه

ماه من ، بردار دست از این همه دلواپسی
راز چشمان تو را هرگز نمی فهمد کسی !
سر به روی شانه ام بگذار و هق هق گریه کن
ای که در دنیا ، تو هم مانند من ، بی مونسی
تنگ بفشارم در آغوشت ، که سرمستم کنی
ای گل پیراهنت ، خوشبوتر از هر اطلسی
من نشستم تا بیایی ، راه را گم کرده ای؟
باز نقل محفل و شمع کدامین مجلسی؟
انتظارت می کشد آخر مرا ... پس زودتر !
شب شد ، از هم پاره شد بند دلم ، کی می رسی؟!
#محسن_نظری

می نویسم !