انتظار ماه

ماه من ، بردار دست از این همه دلواپسی
راز چشمان تو را هرگز نمی فهمد کسی !

سر به روی شانه ام بگذار و هق هق گریه کن
ای که در دنیا ، تو هم مانند من ، بی مونسی

تنگ بفشارم در آغوشت ، که سرمستم کنی
ای گل پیراهنت ، خوشبوتر از هر اطلسی

من نشستم تا بیایی ، راه را گم کرده ای؟
باز نقل محفل و شمع کدامین مجلسی؟

انتظارت می کشد آخر مرا ... پس زودتر !
شب شد ، از هم پاره شد بند دلم ، کی می رسی؟!

 

#محسن_نظری

شیشه ی عمر

قسم به قطره ی اشکم ، درون آیینه
که مبتلای توام ، ای رفیق دیرینه !

به خون نشسته ی عشقم ، اسیر "شعر و غمم"
که از تو مانده برایم ، همین دو گنجینه !

کنار من که نباشی ، تمام هفته یکیست ...
چه صبح شنبه ی تلخم ، چه عصر آدینه

تو آه سرد منی ، روی شیشه ی عمرم !
که سهمم از تو فقط " آااااه " بود ، در سینه

مسیر زندگی ام ، ماجرای عاشقی ام ،
چه بود ماحصلش ، جز دلی پر از کینه ؟

خطای رُستم اگر سرنوشت سهراب است ، 
بگو ، به شانه نبندد نشانه ، تهمینه !

 

#محسن_نظری