بغض پاییز
![]()
محبوب من ، ای بغض ترک خورده ی پاییز !
ای بهمن بارانی ام ، ای صبح دل انگیز
تا کی بنشینم به امیدی که بیایی ؟
تا چند در این دلهره ، با خویش گلاویز ؟
برگرد که بدعهدی تاریخ گواه است ،
دنیا نه به پرویز وفا کرد ، نه چنگیز *
نزدیکترم من به تو ، از پیرهن تو
تو ، دورتری از من ، از اهواز به تبریز
درد است که می ریزد از این شعرِ پر از خون
خون است که می بارد از این گریه ی ناچیز
من طاقت دل کندن از آن یار ، ندارم
ای عشق ! از این بازی بیهوده بپرهیز ...
#محسن_نظری
*این مصرع برگرفته از غزلی
از استادم فاضل جان نظری است.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 7:25 توسط محسن نظری
|
می نویسم !