رسم مسلمانی

چشم من ، ابر سیاهیست که بارانی نیست
در سرم جبهه ی سردیست ، که طوفانی نیست
می تپد قلبم و انگار ، هیاهویی هست
قاتلی در دل من هست ، که زندانی نیست
در نگاهت که به این شهر ، شبیخون زده است
قدرتی هست ، که در لشکر عثمانی نیست
غارتم کردی و هر روز ، در این فکرم که ،
حاصل عشق ، بجز رنج و پشیمانی نیست
این تقاصی ست که بوسیدن یک لب دارد !
ماه من ، عشق گناهیست ، که مجانی نیست
آه ، ... ای آنکه دلم را به نگاهی بردی ،
دل شکستن به خدا رسم مسلمانی نیست
#محسن_نظری
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 2:1 توسط محسن نظری
|
می نویسم !