دیدار
اضطراب دیدن تو ... اضطراب دیگری ست
آفتاب صبح دیدار ، ... آفتاب دیگری ست !
باورش سخت است ، اینکه باز می بوسم تو را
من که شک دارم ! ... مبادا باز خواب دیگری ست؟
داستان عاشقیمان ، ... چند دفتر می شود
شرح هجران تو اما ، خود کتاب دیگری ست ...
گفته بودند عاشقی ، پیچیدگی دارد ، قبول !
پیچ و تاب مویت اما پیچ و تاب دیگری ست !
گرچه استبداد چشمانت ، غرورم را شکست
مطمئنم بازگشتت ، انقلاب دیگری ست
از سر شب درد دارم ، در سرم غوغا به پاست
باز هنگام نزول شعر ناب دیگری ست ... !
#محسن_نظری
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 15:54 توسط محسن نظری
|
می نویسم !