دلم به مویِ تو ، مانند جان که با نَفَسش
به جز تو خسته شد از هر هَوا و هر هَوسَش!

مرا اسیرِ خودت کرده ای و بی خبری ...
کُجا کنار می آید ، پرنده با قفسش؟

به باغبانِ خودت ، ای گُل! ... اعتماد نکن
که سمتِ گل نرود ، جز به نیّتِ هَرَس َش!

گذشتی از من و از دل نرفت ، داغِ غمت
چو نخجوان ، که گذشت از کِناره ی اَرَس َش!

گلایه کردم از عشقت به عَرش ... فرمودند:
همین که بر دل ما داغ عشق اوست ، بَسَش!

 

#محسن_نظری