بیا و بس کن و کمتر کن این مجادله را
که پیش چشم تو می بازم این مبادله را

که داوران میان من و تو می دانند
نه مایلم و نه دارم ، سر مقابله را

سران منطقه باید تو را مهار کنند
نه جنگ و موشک و طوفان و سیل و زلزله را

معادلات جهان حول عشق می گردند
مرا صدا بزن و ساده کن معادله را

اگر که حل بکنند عارفان ، هنر کردند
"طریق عشق" و "صبوری" ... همین دو مسئله را

نه شاعرم ، نه ادیبم ، نه اهل عرفانم
به شوق روی تو می سازم این مغازله را

چه می شود اگر از راه مهر ، بازآیی
به دست من برسانی ، جواب حاصله را

 

محسن نظری