چقدر باید از این سفره ، قرص نان بدهم؟
به حال و روز بدم ، تا به کی زمان بدهم؟

چقدر باید از این لوبیای سحر آمیز
بکارم و به خودم ، قول آسمان بدهم؟

چرا به قیمت عمری که آخرش مرگ است
بهانه های تهی ، دست این و آن بدهم؟

بس است ، هر چه نشستم به نیت فردا
که برگ و بار دلم را ، کمی تکان بدهم

کنار خاطره ات ، ... روبروی اشعارم
نشسته ام که خودم را به خود ، نشان بدهم

در این زمانه که معنای زندگی ، درد است
به خود نباید از این بیشتر ، امان بدهم

 

محسن نظری